پرداختن به فرهنگ ِ ايراني، زبان ِ فارسي و شاهنامهي ِ فردوسي: خدمت است يا خيانت؟!
"پاسخ" به اين پرسش (بدون هرگونه شرح و تفسيري) در اين جا به نظر شما میرسد:
زنده کردن لغات فارسی باستانی، برگشت از تعالیم قرآن است. انجمن و مؤسّسهای بود برای این امور که با وزارت معارف و فرهنگ رابطه داشت؛ و برای از بین بردن لغات عربی و فرهنگ اسلام نهایت سعی و کوشش را داشتند. و در ادارهی فرهنگستانی که پشت مدرسهی سپهسالار بود، برای این موضوع مال ملّت بیچاره را میخوردند و میبردند. نام قبرستان را گورستان، و اجتماع را گردهمایی، و جمعه را آدینه، و وسائل ارتباط جمعی را رسانههای گروهی، ... این همه سر و صدا برای عظمت فردوسی، و جشنواره و هزاره و ساختن مقبره، و دعوت خارجیان از تمام کشورها برای احیاء شاهنامه، و تجلیل و تکریم از این مرد خاسر زیان بُردهی تهیدست برای چیست؟! ...تبلیغات برای فردوسی و شاهنامه، تبلیغات علیه اسلام است. فردوسی با شاهنامهی افسانهای خود که کتاب شعر (یعنی تخیلات و پندارهای شاعرانه) است خواست باطلی را در مقابل قرآن عَلم کند؛ و موهومی را در برابر یقین برسر پا دارد. خداوند وی را به جزای خودش در دنیا رسانید و از عاقبتش در آخرت خبر نداریم. خودش میگوید:
بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی / چو از دست دادند گنج مرا / نبد حاصلی دسترنج مرا/
برگرفته از کتاب ِ نور ِ ملکوت ِ قرآن – تالیف آیت الله مُطهّری/ جلد چهارم / بخش ِ ششم







