Wednesday, May 4, 2011

این همه مهر و عطوفت را از رهبر عزیزمان یاد گرفته ایم


ساعات چندی ست که به این عکس خیره شده ام و هیچ نمی توانم بگویم نمی دانم برادر بسیجی ام این همه نفرت را از که به ارث برده ای از پدر و مادر خویش, از معلمت , از اسلامت , از قرآنت, امام ت, پیغمبرت یا شاید از رهبر معظم ت . کاش همین یک سئول من را پاسخ می گفتی

Friday, April 1, 2011

بعد از ۲ سال کار مداوم شدیم سگ آقای پتیول

آقای پتیول ضدقهرمان داستان بود و دل‌مان از دست رفتارهای خودش و سگش خون بود و از اینکه بلایی سرش بیاید لذت می‌بردیم. سگ آقای پتیول با اینکه حضور پررنگی نداشت اما برای خودش اسمی در کرده بود و در بین مردم، افرادی که محبوب نبودند و شباهتی هم داشتند، به این سگ تشبیه می‌شدند. (پیتول در ابتدا یک سگ سیاه داشت که باعث مرگ یکی از بزغاله‌های لوسی‌می شد و در حالی که قصد حمله به بره لوسی‌می را داشت توسط کوچولو(دینگو) از پا درآمد و انتقام لوسی‌می(و ما ) گرفته شد.

Thursday, February 17, 2011

خلخالی در پاسخ مخالفان به اعدام‌ها، آنها را به آیت‌الله خمینی ارجاع می‌داد

هرکس در مقابل شما ایستاد همین طور یقه‌اش را می‌گیری و کنارش می‌اندازی. من با اتکاء به همین حمایت‌های جدی کار خودم را ادامه می‌دادم و به آنها می‌گفتم امام فهمیده حکم را به چه کسی بدهد و من یک قدم از انجام وظیفه‌ام عقب نشینی نمی‌کنم

Wednesday, February 16, 2011

جان دوستان سبز دیدار کننده با آیت الله منتظری در خطر است

وقتی مدیركل تشكلهای نهاد رهبری در دانشگاهها در مصاحبه اش با <خبرگذاری مهر> اصلا منکر دیدار شهید صانع ژاله با آیت الله منتظری شده بود و عکس او در این دیدار را جعلی خوانده بود، به احتمال زیاد دانشجوهای حاضر در این عکس را به زودی دستگیر و در تلویزیون میلی مجبور با اقرار خواهند کرد. احتمالا این سناریو بعدی رژیم خواهد بود

Saturday, February 12, 2011

رسم آدمخواری در یکی از دوره های تاریخی کشورمان

زنده یاد علی اکبر سعیدی سیرجانی یکی از معدود نویسندگان و روشنفکران ایرانی بود که در زمینهء قتل ها و آدمکشی ها و آدمخوری هایی که در طول تاریخ کشورمان توسط مردم ایران و سلسله های حکومتی در ایران به دلایل مذهبی و با انگیزه های دینی انجام شده اند ، دست به تحقیقات فراوانی زد و حقایق هولناکی را در این زمینه کشف کرد و افشا نمود .
سعیدی سیرجانی شرح داد که چگونه حکومت هایی با نام دین و در لوای دین مخالفین سیاسی خود را می کشتند و به چه سان جماعتی که خود را مومن و مسلمان و بسیار معتقد به اصول دینی و مقید به فرایض مذهبی می دانستند ، نقش جلادها و آدمکشان آن حکومتهای ریاکار و جنایت پیشه را ایفا می کردند تا لابد خداوند خود را و لابدتر از آن ، حکومت و مقامات عالی آن و خداوندگاران خود را خشنود کنند . سعید سیرجانی از جمله در مقدمهء کتاب شگفت انگیز و بی نظیر وقایع اتفاقیه که تدوینش کرده است ، می نویسد:
شاه عباس صفوی یک دسته جلاد داشت به نام چیگیین ها یا کسانی که گوشت را خام می خورند . کار چیگیین ها این بود که مقصران را به امر شاه ، زنده زنده می خوردند . ( یعنی روی سرش می ریختند و هر یک با دندان تکه ای از بدن آن نگون بخت را در حالی که از درد به خود می پیچید ، می کندند و می خوردند )
به روایت موئلف روضه الصفویه ، مورخ رسمی دربار صفوی ، آن فرقه ( یعنی آدمخوران مذهبی صفوی ) آلت سیاست و غضب حکومت بودند ، که گناهکاران واجب التغدیر را از یکدیگر می ربودند و انف و اذن ایشان را به دندان قطع نموده و بلع می فرمودند و همچنین بقیهء اعضای بدن ایشان را به دندان افصال داده ( یعنی می کندند ) و می خوردند .. ( زندگانی شاه عباس اول تالیف نصرالله فلسفی ، جلد دوم ، صفحهء ۱۲۵ ) . برای آنهاییکه فرصت مراجعه به این ماخد را را ندارند ، نقل همین چند سطر از همان کتاب شاید تامل برانگیز باشد :
شاه اسماعیل اول پس از آنکه بر شیبک خان ازبک غلبه کرد و او را کشت ( جنازه اش را به میان مومنین و متدینین صوفی انداخت ) و به صوفیان گفت هر که سر مرا دوست دارد از گوشت این دشمن بخورد ( تازه این صوفیان جزو علمای دینی دربار بودند ونه آن آدمخوران رسمی که چیگیین ها باشند!) . خواجه محمود ساغرچی که در آن معرکه حاضر بوده گفته است که پس از فرمان شاه ازدحام صوفیان برای خوردن جسد شیبک خان به جایی رسید که جمعی تیغ کشیدند
و (برای خوردن آن جسد) به جان یکدیگر افتادند و آن مردهء به خاک و خون آغشته را مانند لاشه خواران از دست یکدیگر می ربودند و می خوردند ( نقل از روضه الصفویه ) . پدر بزرگوار شاه عباس کبیر هم جمعی از ریش سفیدان و صوفیان طوایف را در مجلسی جمع نموده بعد از ذکر و ذاکری که در میانهء صوفیان معمول است ، به ایشان خطاب کرد : هر کس خلاف اراده و سخن مرشد عمل نماید تنبیه او چیست؟ آن جماعت (مومن و متدین و متعبد) گفتند که : گوشت بدن او او را خام خواهیم خورد .. و بر این نیت الله الله کشیدند.
( نقل از خلاصه التواریخ)

Sunday, January 16, 2011

ديدگاه مطهری در باره فرهنگ ایران و زبان پارسی

 پرداختن به فرهنگ ِ ايراني، زبان ِ فارسي و شاهنامه‌ي ِ فردوسي: خدمت است يا خيانت؟! 
"پاسخ" به اين پرسش   (بدون هرگونه شرح و تفسيري) در اين جا به نظر شما میرسد:
 زنده‌ کردن‌ لغات‌ فارسی‌ باستانی‌، برگشت‌ از تعالیم‌ قرآن‌ استانجمن‌ و مؤسّسه‌ای‌ بود برای‌ این‌ امور که‌ با وزارت‌ معارف‌ و فرهنگ‌ رابطه‌ داشت‌؛ و برای‌ از بین‌ بردن‌ لغات‌ عربی‌ و فرهنگ‌ اسلام‌ نهایت‌ سعی‌ و کوشش‌ را داشتند. و در اداره‌ی فرهنگستانی‌ که‌ پشت‌ مدرسه‌ی سپهسالار بود، برای‌ این‌ موضوع‌ مال‌‌ ملّت‌ بیچاره‌ را می‌خوردند و می‌بردند. نام‌  قبرستان‌ را گورستان‌، و اجتماع‌ را گردهمایی‌، و جمعه‌ را آدینه‌، و وسائل‌ ارتباط‌ جمعی‌ را رسانه‌های‌ گروهی‌، ... این همه‌ سر و صدا برای‌ عظمت‌ فردوسی‌، و جشنواره‌ و هزاره‌ و ساختن‌ مقبره‌، و دعوت‌ خارجیان‌ از تمام‌ کشورها برای‌ احیاء شاهنامه‌، و تجلیل‌ و تکریم‌ از این‌ مرد خاسر زیان‌ بُرده‌ی تهیدست‌ برای‌ چیست‌؟!  ...تبلیغات‌ برای‌ فردوسی‌ و شاهنامه‌، تبلیغات‌ علیه‌ اسلام‌ است‌. فردوسی‌ با شاهنامه‌ی افسانه‌ای‌ خود که‌ کتاب‌ شعر (یعنی‌ تخیلات‌ و پندارهای‌ شاعرانه‌) است‌ خواست‌ باطلی‌ را در مقابل‌ قرآن‌ عَلم‌ کند؛ و موهومی‌ را در برابر یقین‌ برسر پا دارد. خداوند وی‌ را به‌ جزای‌ خودش‌ در دنیا رسانید و از عاقبتش‌ در آخرت‌ خبر نداریم‌. خودش‌ می‌گوید: 
بسی‌ رنج‌ بردم‌ در این‌ سال‌ سی /  عجم‌ زنده‌ کردم‌ بدین‌ پارسی‌ / چو از دست‌ دادند گنج‌ مرا / نبد حاصلی‌ دسترنج‌ مرا/
 برگرفته از کتاب ِ نور ِ ملکوت ِ قرآن  تالیف آیت الله مُطهّری/ جلد چهارم / بخش ِ ششم